آسیب¬شناسی تربیتی عزاداری¬های امروزین

دریغ که این قیام مقدس، که آرمانش مقابله با تحریفات و آسیب­های به‌وجود آمده در جامعه اسلامی بود، با گذشت زمان، خود دچار آسیب و تحریف گردید؛ آسیب­هایی که در حیطه­ها و ابعاد مختلف سر برآورد و ماهیت این قیام را در معرض خطر قرار داد.

بخش مهمی از این آسیب­ها در حیطه عزاداری­ها و سوگواری­هایی است که به منظور پاسداشت و بزرگداشت این حادثه عظیم برگزار می­گردد. عزاداری­هایی که در طول تاریخ پس از حادثه کربلا هماره برپا بوده و به یکی از نمادهای حیات مذهبی و معنوی علاقه­مندان به اهل‌بیت عصمت تبدیل شده است و نقش کم‌نظیری را در بیداری و آگاهی و نشر فرهنگ عاشورایی، به‌عنوان غایت و هدف اصیل این عزاداری­ها بر عهده داشته است. اما همین محافل نیز به مرور زمان دچار آفت­ها و آسیب­هایی گشته که وجهه تابناک و اثرگذار آنها را در معرض خطر قرار داده است.

 بدون شک، غایت اصلی برپایی این قبیل مراسم­، که بارها از سوی ائمه(علیهم‌السلام) نیز مورد تأکید قرار گرفته است، چیزی فراتر از حزن و اندوه بر امام حسین(علیه‌السلام) و خاندان ایشان است و اهداف متعالی­تری هچون انتقال پیام­های عاشورا، احیای روحیه جهاد و حماسه و آشنایی با شخصیت و جایگاه امام را در بر دارد. از همین روی، ماندگاری و پویایی عزاداری­ها نیز بسته به حرکت صحیح آنها در جهت این غایات است و اگر در مسیر این حرکت خللی ایجاد شود، موجب مخدوش شدن جایگاه اثرگذار آنها و بروز و ظهور برخی آسیب­ها می­گردد. آسیب­هایی که عزاداری­های امروزین از آن مستثنا نبوده و به‌دلیل عدم حرکت در جهت اهداف و غایات اصیل عزاداری­ها، بدان مبتلا گشته­اند.

در این میان، برخی از این آسیب­ها نسبت به سایر آفات، از عوارض و پیامدهای نامطلوب­تری برخوردار بوده و با هدف قرار دادن اعمال و رفتار عزاداران، برخی عادات و باورهای غلط را در درون آنها نهادینه می­کنند؛ این آسیب­ها که به آسیب­های تربیتی معروفند، از نقش بارزتری در انحراف عزاداری­ها برخوردارند.

این مقاله نیز با توجه به همین مسئله و با تبیین اهداف و غایات اصیل عزاداری­ها به‌عنوان نقطه مطلوب، به بررسی آسیب­های تربیتی برآمده از انحراف از این اهداف پرداخته و عزاداری­های امروزی را از این منظر مورد تحلیل و بررسی قرار می­دهد.

این نکته نیز درخور توجه است که اگرچه بحث آسیب‌شناسی عزاداری­ها و سوگواری­های حسینی بحث نو و جدیدی نیست، اما قدمت چندانی نیز نداشته و با کمی اغماض و در مقایسه با تاریخ شکل­گیری این قبیل عزاداری­ها می­توان آن را بحثی نوظهور قلمداد نمود. در این راستا، مرحوم میرزا حسین نوری را ـ از علمای قرن سیزدهم و صاحب مستدرک الوسائل ـ می­توان از پیشگامان عرصه آسیب­شناسی عزاداری­ها و مرثیه‌سرایی­ها دانست. وی در کتاب «لؤلؤ و مرجان»، بحث مبسوطی را در رابطه با آفت­ها و تحریف­های صورت گرفته در سوگواری­های حسینی مطرح نموده است. پس از ایشان مرحوم سید محسن امین عاملی، صاحب اعیان‌الشیعه در این راه گام نهاد و با اصلاح عزاداری­های منطقه دمشق، دامنه کار خود را در تمامی بلاد عرب گسترش داد. پس از وی مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری بنیانگذار حوزه علمیه قم و نیز آیت‌الله بروجردی، تلاش­های وافری را در جهت اصلاح و برطرف نمودن آسیب­های ایجاد شده در عرصه عزاداری­ها انجام دادند. با ورود امام خمینی(رحمة الله) به صحنه قیام علیه نظام ستمشاهی، و توجه ویژه ایشان به تأثیرهای بی‌بدیل عزاداری­ها در حرکت و خیزش مردم، تأکیدهای اصلاح­گرایانه فراوانی از سوی ایشان به‌منظور ارتقای این محافل و زدودن برخی آسیب­ها از آن صورت گرفت. در نهایت استاد مطهری به‌عنوان شخصیتی نواندیش و متفکر، تلاش­های بسیاری را در راستای اصلاح و بازسازی مراسم عزاداری انجام داد و در سخنرانی­های خود بارها و بارها نسبت به دگرگونی مجالس و محافل عزاداری سخن به میان آورد.

این مقاله نیز با نگاهی آسیب‌شناسانه و با هدف آسیب­شناسی در عرصه مسائل تربیتی عزاداری­ها، در صدد است تا با نگاهی متفاوت و تنها از حیطه اثرات سوء‌تربیتی به بررسی آفات به وجود آمده در این عرصه بپردازد و نقش و جایگاه حساس مسائل تربیتی را در این‌گونه محافل و مراسم آشکار سازد.

1. عزاداری حسینی از منظر ائمه (علیهم‌السلام)

حماسه عاشورا را باید یکی از ماندگارترین وقایع در تاریخ پُر فراز و نشیب اسلامی دانست. حادثه­ای که گذشت زمان نه تنها از تأثیر و عظمت آن نکاست، بلکه روز‌به‌روز بر شکوه و مجد آن افزود. اگرچه بخش مهمی از علل ماندگاری این حادثه را باید در عمق و عظمت نهفته در خود این حادثه جستجو کرد، اما بدون شک توصیه­ها و تأکیدات معصومین در حفظ و بزرگداشت این حادثه را باید راز دیگر ماندگاری این حادثه دانست. توصیه­هایی که سال­ها قبل از وقوع این حادثه از زبان مبارک پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)[i] (مجلسی 1403ق، ج44: 248؛ ج36: 285) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)[ii](مجلسی 1403ق، ج44: 252؛ ج43: 266) شنیده شد و بعدها و پس از وقوع این حادثه با تصریحات و تأکیدات قولی و عملی سایر امامان به صورت بارزتری ادامه یافت. توصیه به زیارت امام حسین(علیه‌السلام) و برشمردن فضایل و برکات زیارت آن حضرت (حرعاملی 1409ق،ج10 ،324 و 331)، تأکید بر تکریم تربت امام حسین(علیه‌السلام) (مجلسی 1403ق، ج82: 153)، ذکر آثار شفابخش آن (مجلسی 1403ق، ج60: 151؛ ج101: 120) و نیز بیان ثواب سجده بر تربت مبارک آن حضرت (مجلسی 1403ق، ج82: 153) را می­توان به‌عنوان نمونه­هایی از این سفارشات ذکر کرد.

اما آنچه بیش از هر مطلب دیگری توسط ائمه مورد تأکید قرار گرفت، عزاداری و گریستن بر آن حضرت بود. کمتر روایتی می­توان یافت که در کنار ذکر نامی از امام حسین(علیه‌السلام)، سخنی از عزاداری و گریستن بر آن حضرت به میان نیاورده باشد. آن‌چنان که می­توان نام و یاد امام حسین(علیه‌السلام) را در روایات، هم‌ردیف با عزاداری و حزن بر آن حضرت دانست:

امام باقر(علیه‌السلام) به پیروان خویش دستور می­دادند تا برای امام گریه کنند، و به اهل خانه می­فرمودند که مراسم عزاداری برپا کنند، ناله سر کرده و بر امام حسین(علیه‌السلام) بگریند (حرعاملی 1409ق، ج10: 398).

امام زین العابدین(علیه‌السلام) در روایتی می­فرمایند: "هر مؤمنی که از چشمش بر قتل حسین(علیه‌السلام) اشک جاری شود تا به گونه­اش روان گردد، خدایش او را در غرفه­های بهشت جا می­دهد" (مجلسی 1403ق، ج44: 281).

امام صادق(علیه‌السلام) نیز در تکریم اندوه و عزاداری برای امام حسین(علیه‌السلام) ­فرموده­اند: "آه و نفس انسان غمگین در مظلومیت ما، تسبیح محسوب می­شود و اندوهش به حال ما، عبادت است" (مجلسی 1403ق، ج2: 147).

امام رضا(علیه‌السلام) نیز در توصیه­ای به یکی از یاران خود می­فرمایند: "ای ابن‌شبیب، اگر می­خواهی بر چیزی گریه نمایی، بر حسین(علیه‌السلام) گریه کن که او را سر بریدند همراه هجده نفر از دودمانش که همه در عصر خویش بی­نظیر بودند" (مجلسی1403ق، ج44: 283).

این تأکیدات که نمونه­ای از سفارش‌ها و توصیه­های ائمه به سوگواری و حزن بر سیدالشهدا(علیه‌السلام) و عاملی اساسی در حفظ و نگهداری این واقعه­اند، اهمیت و جایگاه عزاداری بر امام حسین(علیه‌السلام) را در نزد آن بزرگواران  به خوبی نشان می‌دهند.

3. فلسفه و اهداف عزاداری بر امام حسین(علیه‌السلام) و آسیب­های تربیتی به وجود آمده در آن

بررسی عمیق و دقیق توصیه­ها و دستورهای امامان معصوم برای اقامه مراسم سوگواری و عزاداری سالار شهیدان، ما را به این نکته رهنمون می­سازد که ائمه در ورای این عزاداری­ها، اهداف مقدّس دیگری را نیز مدّ­نظر داشته­اند. این توصیه­ها اگرچه در ظاهر، دربردارنده تحریک و ترغیب شیعیان به برپا داشتن مراسم عزا و ماتم است، اما مسلماً اندوه و حزن، آن‌هم پس از گذشت سال­ها از این حادثه، به‌تنهایی نمی­تواند سرمنشأ این سفارشات باشد و یقیناً باید انگیزه­های دیگری را نیز در پس این دستورات جست.

شناخت این اهداف به ما کمک می­کند تا سمت و سو و روش عزاداری­های خود را مشخص کنیم و به معیار مناسبی جهت نقد و محک عزاداری­ها دست یابیم. از این‌رو، اگر حرکت در مسیر تحقق اهداف عزاداری­ها را نقطه مطلوب و خط اعتدال عزاداری­ها بدانیم، تحقّق نیافتن هر یک از این اهداف، و حرکت در جهت مخالف آن را باید به‌عنوان آسیب آن عزاداری مطرح نماییم. آسیبی که اگر دارای اثرات و توابع نامطلوب در رفتار و عملکرد افراد باشد، به‌عنوان آسیب تربیتی شناخته خواهد شد.

به بیان دیگر، مراسم عزاداری سالار شهیدان، اگر در جهت نیل به اهداف حرکت کند، بستر مناسبی برای رشد و تربیت انسان­هایی هم‌سو و هم­جهت با آرمان­های حسینی خواهد بود؛ انسان­هایی که محبت اهل‌بیت را در جان و دل خویش و روحیه جهاد و حماسه را در ضمیر خود بارور ساخته و ارزش­ها و پیام­های عاشورا را سرلوحه آرمان­ها و ارزش­های خویش قرار می­دهند. از آن‌سو، اگر عزاداری­ها برخلاف اهداف والای خود پیش روند، علاوه بر اینکه دربردارنده ثمره مفیدی نخواهند بود، برجای گذارنده آثار سوء‌تربیتی نیز خواهند بود و بر اعمال و رفتار عزادارن تأثیر نامطلوب خواهند گذاشت.

 از این روی، در ادامه علاوه بر شرح و تبیین هریک از غایات مطرح شده درباره عزاداری‌ها به‌عنوان نقطه مطلوب، به ذکر آسیب­های تربیتی به‌وجود آمده در آن حیطه پرداخته و بدین وسیله، به نقد عزاداری­های امروز خواهیم پرداخت.

3-1- هدف اول: ایجاد رابطه محبانه نسبت به امام (علیه‌السلام) از طریق معرفت به او

 عزاداری­ برای سیدالشهداء(علیه‌السلام)، اگرچه در ظاهر، تنها محملی برای سوگواری و بیان مصائب آن حضرت است، اما بدون شک فرصتی است برای ذکر مناقب و فضائل اهل‌بیت(علیهم‌السلام)؛ فرصتی که در ایجاد معرفت و محبت نسبت به این خاندان مؤثر بوده و پیمان مردم را با ولایت، تجدید و تمدید می­نماید. به تعبیر دیگر، اشک ریختن در چنین مجالسی، به‌نوعی امضای پیمان و قرار مودت با سیدالشهداء(علیه‌السلام) است (رمضانی 1381ش: 37).

برپایی هر ساله مراسم عزاداری عاشورا، فرصتی است برای تجدید بیعت با ولایت و ابراز مودت شیعیان نسبت به خاندان اهل‌بیت و ائمه هدی (علیهم‌السلام). عزاداری­های هر ساله، ریسمان محبت میان شیعیان و امامشان را محکم و مستحکم­تر می­سازد و حبّ آنان نسبت به سالار شهیدان و دیگر ائمه هدی را تقویت می‌نماید. در واقع محبت و عشق نسبت به امام حسین(علیه‌السلام) و دوست داشتن دوستان او و دشمن داشتن دشمنان او، از عناصر اصلی تشکیل دهنده فرهنگ عاشوراست.

از این روی، با توجه به اینکه می‌توان یکی از دلایل تأکید ائمه بر برپا داشتن هرچه پرشورتر مراسم عزاداری سالار شهیدان را، تحکیم رابطه حبّ و مودّت شیعیان با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) دانست، عزاداری­های ما نیز  بایستی در رسیدن به این مهم مؤثر باشند؛ و از آنجایی که محبت بی­مقدمه حاصل نشده و لازمه ایجاد شوق و محبت نسبت به کسی، معرفت و شناخت اوست، پس می­بایست در این‌گونه مراسم، معرفت مخاطب نیز نسبت به امام بالا برده شود. معرفتی که به هر میزان افزوده شود، محبت و عشق ناگسستنی‌تری را نسبت به امام در وجود عزاداران بنا می­نهد (رک:جوادی آملی 1377ش: 238).

 اهمیت ایجاد این معرفت از آن روست که به مدد آن می­توان شاهد بروز آثار تربیتی فراوانی بر روی رفتار و اخلاق عزاداران باشیم. چراکه افزایش معرفت آنان نسبت به امام و مقتدای خود و در نتیجه حبّ و دلدادگی واقعی نسبت به او،  بستر مناسبی را برای تبعیت و الگوگیری آنان از امام ایجاد می‌کند. این معرفت را در دو حیطه می‌توان پرورش داد؛ بخشی از این معرفت، معرفت نسبت به شأن و جایگاه امام در عالم هستی است؛ اینکه امام، انسان کامل، خلیفه خدا و مظهر اسماء و صفات الهی است و به همین سبب، واسطه فیض خداوند و هدایت­گر باطنی انسان­هاست. این معرفت از طریق بازخوانی آیات و روایات مربوطه و تفسیر و تبیین آنها توسط عالمان دینی بدست خواهد آمد و مراسم عزاداری، زمان مناسبی برای ارائه این قبیل معارف است.

بخش دیگر این معرفت، شناخت شخصیت امام حسین(علیه‌السلام) و سیره و منش ایشان است. شخصیتی که در حماسه کربلا به اوج بروز و ظهور خود رسید و گستره و ابعاد گوناگون آن آشکار شد. در واقع، این حادثه فرصت خوبی برای شناخت ویژگی­ها و خصوصیات اخلاقی امام حسین(علیه‌السلام) است. از این روی، این بخش از معرفت را می­توان با بررسی سخنان و شعارهای آن حضرت در جریان حماسه کربلا دریافت.

سخنانی چون:

-      لا أری المَوتَ إلّا سَعادهً و الحَیوهَ معَ الظّالمین إلّا بَرَماً: من مرگ را جز خوشبختی نمی­بینم و زندگی با ستمکاران را جز ملامت و خستگی ( ابن طاووس، 1377ش، 107).

-      وان تکن الأبدان للموت أنشأت فقتل امرء بالسیف فی الله افضل: اگر چنین مقدر گردیده که روزی  مرگ  این بدنها را از بین ببرد، پس کشته شدن با شمشیر در راه خداوند نیکوتر خواهد بود (ابن طاووس، 1377ش: 102).

-       المَوت أولی من رکوب العار: شهادت از رفتن زیر بار ننگ و ذلت سزاوارتر است (ابن طاووس، 1377ش، 157).

-      خطّ المَوت علی وُلد آدم مَخطّ القلاده علی جیدِ الفَتاهَ و ما أولهَنی إلی أسلافی إشتیاق یعقوب إلی یوسف: مرگ بر فرزندان آدم حتمی است و همچون گردن‌بندی که به گردن دختران جوان، زیبا می‌نماید، زیبا می­باشد. من بسیار مشتاق به زیارت پیشنیان خود می­باشم، همان‌طور که یعقوب مشتاق دیدار فرزندش یوسف بود (ابن طاووس 1377ش: 87).

-      ألا تَرونَ أنّ الحق لا یعمل به و أنّ الباطل لا یتنافی عَنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا: آیا نمی­بینید که به حق عمل نمی­شود و از باطل ممانعتی به عمل نمی­آید، در چنین روزگاری بر انسان مؤمن لازم است که با اشتیاق به ملاقات با پروردگارش رود (ابن طاووس 1377ش: 107).

روح کرامت، بزرگی و ذلّت‌ناپذیری در همه این شعارها موج می­زند؛ روح آزادگی، آزادمردی و استقبال از مرگ در مقابل ذلت. سخنانی که در واقع منش و شخصیت حقیقی امام را به نمایش می‌گذارند.

متأسفانه با وجود اهمیت افزایش معرفت عزاداران نسبت به شخصیت و جایگاه امام، امروزه شاهد کمرنگ شدن این هدف در محافل و مجالس عزاداری هستیم، و همین امر موجب شده تا شاهد بروز آفات و آسیب­هایی در این عرصه باشیم. در ادامه به ذکر برخی از مهم‌ترین این آسیب­ها خواهیم پرداخت.

3ـ1ـ1ـ آسیب اول: عدم توجه به معرفت امام

یکی از آسیب­های جدّی در عزاداری­های امروزین این است که این عزاداری­ها، که می­توانند محملی برای ارتقاء معرفت و شناخت عزاداران نسبت به جایگاه و شخصیت امام باشند، صرفاً به جایگاهی برای تهییج و تحریک عواطف انسانی تبدیل شده­اند. اگرچه تهییج عواطف انسانی یکی از رازهای ماندگاری حادثه عاشوراست، اما پرداختن صرف به این مسئله و در نتیجه عدم توجه به جنبه­های دیگر این حادثه، آسیب مهمی بر پیکره این مراسم است.

مجالس عزاداری نباید صرفاً کانونی برای اشک و آه و احساسات بدون معرفت باشند، بلکه می­بایست به‌عنوان جایگاهی برای شناخت و آموزش نیز مطرح باشند. اشکی که از روی اندیشه و خرد جاری شود، چونان چشمه زلال زمزم، به انسان شجاعت، شهامت و صفای باطن می­بخشد. کسی که از سر عاطفه محض و احساس خام می­گرید، گریه‌اش ذلیلانه است و اجر و ارزش چندانی ندارد اما کسی که عارفانه متأثر می­شود، قبض و بسط وی عاشقانه است (جوادی آملی 1386ش: 250).

متأسفانه در بسیاری از عزاداری­ها، کمتر سخنی از ویژگی­ها و سجایای اخلاقی آن حضرت و نیز مقام و جایگاه امام در عرصه هستی به میان می­آید و بیشتر همّ گویندگان و مدّاحان صرف بیان جنبه­های عاطفی و احساسی این حادثه می­شود. تهییج عواطف و گریه و اندوه برای آن امام همام، اگر همراه با رشد بینش و معرفت انسان­ها نسبت به امام نباشد، نمی­تواند نقش سازنده­ای در تربیت و ساختار  شخصیتی افراد داشته باشد. زیرا کم اطلاعی و یا بی­اطلاعی از شخصیت امام، به‌عنوان الگو و اسوه شیعیان، موجب فاصله گرفتن شیعیان از منش و سیره آن حضرت می­شود و همین امر، شکاف و گسست بزرگی را میان اخلاق و کردار شیعیان با امامشان ایجاد می­کند.

"مراسم عزاداری می­تواند عواطف و احساسات انسان را زنده نگه دارد و آن را ارضاء و تقویت نماید؛ اما باید با مطرح کردن مباحث پیرامون این واقعه، بخش دیگر شخصیت انسان نیز، که مربوط به شناخت و بینش است، تقویت شود. اگر جزئیات حادثه کربلا بهتر شناخته شود، علاوه بر اینکه از نظر عاطفی تأثیر خواهد داشت، می­توان برای زندگی نیز بیشتر از آن استفاده کرد و الگو گرفت" (مصباح یزدی 1381ش: 47-46).

به تبع همین آسیب است که نوحه­ها و مرثیه­هایی که می­توانند بیانگر ابعاد شخصیتی امام باشند، تبدیل به نوحه­ها و روضه­هایی سست و بی­محتوا شده و صرفاً به‌وسیله­ای برای گریستن تبدیل می­شوند. غلبه جنبه احساسی بر عزاداری­ها موجب شده است تا روضه­ها و مراثی داغ و پرحاشیه رواج یابد و حتی عده­ای از مداحان و اهل منبر برای گریاندن مردم رو به روضه­های ضعیف و گاه دروغ بیاورند. در حالیکه آن چه که باید در این مراثی هدف باشد، رشد معرفت عزاداران از خلال جنبه­های احساسی است.

" در عزاداری­های حسینی باید روضه راست گفت و تلاش کرد که سطح فکری و معارف مخاطب نسبت به حادثه بالا بیاید، در این حالت اگر حتی با یک کلمه روح اهتزاز پیدا کرد و با روح حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام) هماهنگی نمود، و اشکی ولو ذره­ای و به‌قدر بال مگسی جاری شد، این چنین اشکی بزرگ و مقدس است" (مطهری 1377ش: 65).

3-1-2- آسیب دوم: غربت اهل علم

از دیگر آسیب­هایی که در این حیطه خودنمایی می­کند، به کنار رانده شدن اهل علم از عرصه عزاداری­ها و اکتفا به مداحان و مرثیه‌سرایان ست. محافل عزاداری که بایستی محلی برای شنیدن فضایل و مناقب امام و آشنایی با آرمان­ها و ارزش­های حماسه عاشورا از زبان عالمان دین باشند، به محلی برای هنرنمایی مداحان و مرثیه­سرایان تبدیل شده و از حضور این عالمان خالی مانده است. سوگواری و مرثیه‌سرایی برای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ، هر اندازه هم که نیکو باشد، ذکر است و جایگاه و ثواب ذکر را دارد در حالی‌که دین اسلام حلقه علم را بر حلقه ذکر ترجیح می‌دهد.

در گذشته مداحان در خدمت واعظان و خطیبان بودند؛ آن‌چنان که مدّاحان تمام هنر خود را به‌کار می‌گرفتند تا مردم را پای منبرها بکشانند و با مرثیه‌سرایی قلوب مستمعین را آماده دریافت معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) کنند؛ به تعبیر دیگر، مداحی در خدمت منبر بود و مداحان گرمابخش منبر واعظان بودند. سالیانی است که این رسم دگرگون شده، و در محافل عزاداری یا خبری از خطیبان و واعظان نیست و یا با اصل قرار گرفتن مداحی، وعظ و خطابه به حاشیه رانده شده است.

این آفت که نتیجه بی­توجهی به بعد معرفتی این حادثه و موضوعیت یافتن جنبه احساسی آن است، موجب شده است که مجالس سوگواری از وعظ و خطابه دینی خالی بمانند و ایام عزاداری که فرصت خوبی برای رشد و تربیت انسان­ها بر اساس الگوگیری از شخصیت و منش حسینی است، به راحتی از دست برود و بهره­برداری صحیحی از آن صورت نگیرد.

علاوه بر این، استقبال کم از علمای دینی و سخنرانان اهل علم منجر به بروز تحریفات و اشاعه سریع آن در این‌گونه مراسم نیز می­شود. آن‌چنان که با صراحت می­توان گفت که یکی از عوامل تحریفات، غربت اهل علم و انزوای اندیشمندان دینی است. همین امر موجب می­شود تا عرصه برای افراد کم­اطلاع و ناآشنا به مسائل دینی باز شده و زمام عزاداری­ها به‌دست کسانی بیفتد که ناخواسته موجب دور شدن عزاداری­ها از هدف اصلی خود می­شوند. گاه اینان آن‌چنان قدرت می­یابند که حتی بزرگان دین نیز قدرت مقابله با انحراف‌های آنان را ندارند و به عقب‌نشینی و انزوا کشانده می­شوند.

3ـ1ـ3ـ بیان سست مباحث معرفتی

آسیب دیگری که به‌ تبع آسیب قبلی، یعنی غربت اهل علم، پدیدار شده است، بیان برخی مباحث معرفتی به‌گونه­ای بسیار سطحی و عوامانه است. عده­ای که به‌زعم خود قصد بالا بردن معرفت عزاداران در مجالس سوگواری را دارند، به علت عدم آشنایی با این‌گونه مباحث، به بیان مطالب و سخنانی می­پردازند که موجب ترویج برخی باورها و عقاید نادرست و عوامانه و به دنبال آن، رفتارهای غیراصولی می­شوند. ورود خواب و رؤیا و مکاشفه به عرصه معارف، بیان ملاقات­های دروغین و یا نقل قول­های بی­اساس، از جمله این موارد است.

خواب و رؤیا حتی در صورت صادق بودن نیز، برای بیننده آن حجت نیست، تا چه رسد به اینکه برای سایر افراد حجت باشد. بنابر نظر ملا احمد نراقی، اکثریت قریب به اتفاق علمای امامیه، قول و فعل معصوم را در خواب حجت ندانسته­اند (خاتمی 1385ش: 23).

طرح معارف دین در چنین قالب­هایی موجب گشته تا برخی آگاهانه و یا ناآگاهانه، زمینه‌ساز ترویج برخی عقاید نادرست شوند؛ عقایدی که علاوه بر وهن مقام و جایگاه امام، باعث ترویج برخی رفتارهای ناپسند در میان شیعیان می­شود.

3ـ1ـ4ـ نوحه­ها و مرثیه­های نامناسب

فاصله گرفتن از جنبه­های معرفتی در عزاداری­ها و کم­توجهی به شناساندن و ترویج فضایل و مناقب اهل‌بیت از یک‌سو، و بیان ویژگی­ها و خصوصیات ظاهری از سوی دیگر، سبب ظهور مرثیه و نوحه­های نامناسب و بی­محتوا شده و مضمون‌پردازی­های دور از شأن این خاندان را رواج داده است.

در این نوحه­ها که به‌زعم خود به توصیف کمالات و برتری­های امام و خاندان مطهر ایشان می­پردازد، تنها جلوه­های ظاهری مورد توجه قرار گرفته و جمال و رخسار ایشان توصیف می­شود. سخن گفتن از قد و بالای آنان، چهره­پردازی­های خیالی و دروغین و معرفی ایشان به‌عنوان تندیس زیبایی­های ظاهری، نمونه­ای از این آفت­هاست. آفتی که به موجب آن امام پیشتاز زیبایی­های ظاهری معرفی می­گردد و قهرمانی و پیشتازی ایشان در عرصه معنویت و فضیلت به فراموشی سپرده می­شود. نتیجه این‌گونه معرفی آن حضرت، چیزی نیست جز آنکه معرفت عزداران از امام از حدّ شناختن چهره و ظاهر او فراتر نرود.

توجه بیش از حدّ به ظواهر و راه نیافتن به بطن امور، که همواره یکی از عوامل اثرگذار در تحریف و آسیب حقایق بوده، ریشه اصلی این آسیب­هاست. حقیقت دین همیشه فدای این سطحی­نگری­ها شده و پایه­های مستحکم آن به لرزه در آمده است. حماسه عاشورا نیز از این مسئله در امان نبوده و آسیب­های فراوانی دیده است.

3ـ2ـ هدف دوم: ایجاد روحیه جهاد و حماسه

از دیگر اهداف عزاداری امام حسین(علیه‌السلام)، تزریق روح جهاد و حماسه در کالبد مسلمانان است. مراسم عزاداری ابی‌عبدالله(علیه‌السلام)، روح جهاد و شهادت را در دل و جان هر انسان حق­جویی زنده می­کند و پایه­های استقامت در برابر کفر و ستم را در وجود آدمی مستحکم می­سازد. به فرموده امام خمینی(رحمة الله)، آنچه دستور ائمه برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل‌بیت است، تماماً فریاد قهرمانانه ملت­ها در طول تاریخ است که بر سر سردمداران ستم­پیشه فرود آمده است (موسوی خمینی 1378ش: 36 ).

 اساساً یکی از دلایل تأکیدهای فراوان ائمه به گریستن و عزاداری برای آن حضرت آن است که اشک بر شهید، شوق به شهادت را در دل انسان زنده می­کند و خوی حماسه را به همراه می­آورد و طعم شهادت را در جان و دل گوارا می­سازد؛ چرا که اشک، رنگ کسی را می­گیرد که برای او ریخته می­شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می­دهد (جوادی آملی 1377ش: 312-311).

از این روی بهترین بهره­ای که از قیام عاشورا می­توان گرفت، فراخوانی مسلمانان به ظلم‌ستیزی و به جوش آوردن خون آنان علیه ستمگران است. به تعبیر امام خمینی(رحمة الله)، این خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) است که خون همه ملت­های اسلامی را به جوش می­آورد (موسوی خمینی 1372ش: 57).

در واقع، عنصر محوری پیام سالار شهیدان، تبیین شخصیت حقوقی یک انسان متعهد است، یعنی هر آن کس که اندیشه علمی و انگیزه عملی­اش همچون من است، با حکومت سلطه و ظلم کنار نمی­آید و این مطلب، یعنی مبارزه پیگیر با جور و ستم تنها وظیفه من نبوده، بلکه مسئولیت همه افرادی است که مثل من می­اندیشند؛ همچنین جریان مقابل امام حسین(علیه‌السلام) اختصاصی به یزید ندارد، بلکه هر طاغی ظالمی که مانند او مبتلا به جهل علمی و جهالت عملی باشد، باید تأدیب شود و از کاخ عزت دروغین به کوخ ذلت راستین هبوط کند (جوادی آملی 1386ش:  198).

از این روی باید به جنبه­های حماسی عاشورا که در ترغیب عزاداران به داشتن روحیه ظلم‌ستیزی و حماسه­سازی مؤثر است توجه بیشتری نمود. حادثه عاشورا مملو از پایمردی­ها و حماسه‌سازی­های امام و اصحاب بزرگوارش است که هر کدام می­توانند آثار تربیتی فراوانی بر عزاداران بگذارند. اما در عرصه این هدف نیز شاهد بروز و ظهور آفاتی هستیم، که وجهه این غایت را هدف قرارداده و آثار و برکات آن را خدشه­دار کرده است.

3ـ2ـ1ـ آسیب اول: نگاه به صفحه سیاه کربلا

حادثه عاشورا، دارای دو صفحه است. صفحه اول، همان صفحه­ای است که سرشار از رشادت­ها، حماسه‌سازی­ها و ظلم‌ستیزی­هاست و به تعبیر بهتر، صفحه درخشان و نورانی کربلاست و صفحه دیگر، صفحه سیاه و تاریک این حادثه است که مملو از اندوه و رثاء و مصیبت­هاست. یکی از آسیب­های عزاداری حسینی آن است که حادثه کربلا بیشتر از نظر صفحه سیاهش مطالعه می­شود و همواره جنایت­های کربلا بازگو  می­گردد و زندگانی حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام)، بیشتر از آن جنبه­ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه قرار می­گیرد. شعارهایی که به نام حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام) داده می­شود، همواره از صفحه تاریک عاشورا گرفته شده و صفحه نورانی این واقعه کمتر مورد مطالعه قرار می­گیرد. مدّاحان و خطیبان، صفحه تاریک عاشورا را پررنگ و پررنگ­تر کرده و به جنبه­های حق‌طلبی، عدالت‌گستری، ظلم‌ستیزی، رشادت­ها و مقاومت­های این حادثه کمتر می­پردازند. در حالی‌که صفحه نورانی این جریان بر جنبه تاریک آن برتری­های بیشماری دارد. به‌دنبال این نگاه تک‌بُعدی، جنبه­های مثبت و انسان­ساز این حادثه عظیم که می­تواند عاملی برای تربیت و پرورش انسان­های ظلم‌ستیز، حق­خواه و فضیلت‌طلب گردد، مورد غفلت قرار می­گیرد (رک: مطهری 1377ش: 21-18).

اگر در عزاداری­ها از صفحه نورانی و درخشان کربلا به خوبی استفاده ­شود، فرصت تربیتی مناسبی برای ترویج و پرورش روحیه حق‌طلبی، ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی به وجود می­آید. چرا که این صفحه درخشان، مملو از رشادت­ها، ایثارها، پایمردی­ها و حق‌طلبی­هاست. به تعبیر شهید مطهری، اساساً یکی از جنایت­های وارد شده بر امام حسین(علیه‌السلام) این است که از این تاریخ تنها یک صفحه­اش خوانده شده و صفحه دیگرش مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است ( مطهری 1377ش: 21).

متأسفانه گاه در پرداختن به این صفحه تاریک، آن‌چنان زیاده روی صورت می­گیرد که امام حسین(علیه‌السلام) در ذهن مخاطبان به‌عنوان یک آدم نفله شده و مغلوب ترسیم می­گردد، در حالی‌که تنها کسی که در این جریان مغلوب نشد و برای هر قطره خون خود ارزش آفرید، سید‌الشهداء‌(علیه‌السلام) بود، او موجی ایجاد کرد که قرن­هاست کاخ ستمگران را می­لرزاند و جان­های آزادگان و حق‌جویان را سیراب می­کند.

3ـ2ـ2ـ آسیب دوم: قیاس به نفس

آسیب دیگری که جنبه حماسه­سازی و ظلم‌ستیزی این حادثه را در عزاداری­های امروزین تضعیف و تهدید می­کند، مسئله قیاس به نفس است. به این معنا که مدّاحان و مرثیه­سرایان نه تنها به اشتباه صرفاً بر جنبه تاریک و سیاه حادثه عاشورا تکیه می­کنند، بلکه در نقل همان جنبه تاریک نیز دقت لازم را به عمل نیاورده و در توصیف حالات و شرایط امام در روز عاشورا، احساسات و حالات خود را جایگزین حالات امام می­کنند. به بیان دیگر، مدّاحان و ذاکران اهل‌بیت در ذکر مصائب سیدالشهداء (علیه‌السلام)،  سعی در بیان حال و روز امام  از زبان خود دارند و در واقع قیاس به‌نفس نموده و خود را جای امام می­گذارند و از زبان خود به بیان مصیبت‌ها و آلام وارده بر ایشان می­پردازند.

در کتاب­هایی نیز که به صورت نظم و شعر سروده شده، دیده می­شود که شاعران و سرایندگان، به بهانه بیان زبان حال امام حسین(علیه‌السلام) و اهل‌بیت و انصار آن حضرت، زبان حال خودشان را به تصویر کشیده‌اند و در نتیجه، کارها، گفتارها و رفتارهایی را که فقط برازنده خود و امثال خودشان است، به اهل‌بیت اطهار (علیهم‌السلام) نسبت داده­اند! و البته این آفت به اینجا خاتمه نیافته و رفته‌رفته از کتاب­های منظوم به محافل و مجالس عزاداری هم راه یافته و صورت رسمی به خود گرفته است. شعارهایی همچون:

"افسوس    که   مادری     ندارم              فرزند     و    برادری        ندارم!

از تشنگی فتاده به جانم شراره­ای           ای قوم بی­حقوق به حالم نظاره­ای!

افسوس    که   مادری     ندارم           ای خاک کربلا تو به من مادری نما"  و...

که نه تنها به گفته استاد مطهری، زبان حال امام حسین(علیه‌السلام) با آن شخصیت عظیم و بی­نظیر نیست، بلکه اساساً زبان حال هیچ مرد 57 ساله­ای نیز نخواهد بود که در این سن دنبال آغوش مادر بگردد. امام حسین(علیه‌السلام) از مادر خویش یاد کرده­­اند اما به‌صورت حماسه و افتخار: أنا ابنُ علی الطهر مِن آل هاشم... و فاطمهُ اُمّی... یأبی الله ذلکَ لَنا و رسوله و حجورٌ طابَت و طهرت و نفوس ابیه و... (مطهری 1377ش: 198-197).

بنابراین شعارها و توصیفاتی از این قبیل باید از عرصه عزاداری­ها حذف شوند. شعارهایی که از نظر استاد مطهری، منحط و مباین با شعارها و روح حسینی هستند (مطهری، 1377ش: 214) این سخنان با روح امام که پرهیز از پستی و ذلّت در آن موج می­زند، نمی­سازد. ایشان هم در زمانی که بر اسب سوار بودند و می‌جنگیدند و هم در زمانی که سر مبارکشان بر بالای نیزه بود، شعارهایشان چنین بود:

موتٌ فی عزّ خیر مِن حیاه فی الذّل

هَیهات مِنّا الذّله

وَ الله لا اُعطیهم بِیدی إعطاء الذّلیل و لا افرّ فرار العبید...

شخصیت امام را باید در سخنان خود او جستجو کرد و نه از طریق قیاس به نفس. سخنانی که در مسیر کربلا و یا در روز عاشورا فرموده­ و کلمه‌کلمه آن دربردارنده کرامت نفس، عزّت و غیرتی است که دوست و دشمن را به اعجاب و اعتراف وا می­دارد. این شعارها که هر کدام آینه شفافی است از غیرت و آزادگی شهدای کربلا، می­بایست سرمشق شعرا و زبان حال‌سرایان در سرودن سوگنامه­های عاشورایی قرار گیرد.

3ـ2ـ3ـ آسیب سوم: اسطوره‌سازی

از دیگر آسیب­های مطرح در این حیطه، افراط و غلو در نقل حماسه­های عاشوراست. در واقع آسیب قبلی ناشی از تفریط و کوتاهی در پرداختن به جنبه­های حماسی و دلیرانه عاشورا بود در حالی‌که این آسیب ناشی از افراط و زیاده­روی در نقل و پردازش رشادت­ها، جوانمردی­ها و حماسه‌سازی­های عاشوراست که نهایتاً به اسطوره‌سازی و نقل وقایع دروغین منجر می­شود.

حس اسطوره‌سازی و قهرمان‌پروری که برخاسته از محبت­های افراطی و دوستی­های نابخردانه است، موجب شده تا داستان­های دروغینی درباره حوادث و جریان­های پیش­آمده در این واقعه و نیز درباره قدرت و نیروی مافوق بشری امام و یارانش جعل شود و این واقعه بعضاً به یک افسانه تبدیل گردد.

میل به اسطوره‌سازی علاوه بر جعل دروغ و تحریف، از امام و یارانش انسان­هایی مافوق انسان­های طبیعی ساخته و حادثه عاشورا را به حادثه­ای منحصر به‌فرد، که هرگز قابل تکرار نیست، تبدیل نموده است.  در نتیجه، این واقعه انسان‌ساز، چهره عبرت‌آموز و پنددهنده خود را از دست می­دهد و جنبه الگویی امام و یارانش را از بین برده و آنها را به انسان­هایی فوق بشری و دور از دسترس تبدیل می­کند. همین امر سبب می­شود تا این حماسه که می­تواند به‌عنوان درس و الگوی تربیتی مناسبی برای همه اعصار مطرح باشد، به حادثه­ای دور از تصور و نادر، که تنها در برهه­ای خاص و برای افرادی خاص رخ داده، تنزل یابد.

3ـ3ـ هدف سوم: انتقال پیام­های تربیتی حماسه کربلا

یکی دیگر از علل تأکید بر عزاداری­های حسینی، احیاء و انتقال درس­های تربیتی عاشورا و زنده ماندن هدف کلی این نهضت در همه اعصار و دوران­هاست؛ تا به تعبیری، امام حسین(علیه‌السلام) هر سال در میان مردم ظهور کرده و مردم از او بشنوند که: "ألا تَرونَ أنّ الحقّ لا یعمل به و أنّ الباطلَ لا یتناهی عَنه"؛ و نیز بشنوند که: "لا أری المَوتَ إلّا سعاده وَ الحیاه مَعَ الظّالمینَ إلّا بَرَما" (مطهری 1377ش: 174).

حادثه عاشورا حادثه­ای است که باید علاوه بر مصرف، به تولید در آن نیز پرداخت. بسیاری از افراد فقط مصرف‌کننده نهضت کربلایند، اما برخی خواص، پیام نهضت عاشورا را از سنخ و سبک خاص دریافت کرده و علاوه بر مصرف، به تولید در آن نیز می­پردازند؛ توضیح آن‌که، اگر انسان خودش نیاز به اصلاح و بازسازی خویشتن دارد، بایستی از درس­ها و پیام­های عاشورا استفاده نموده و خویشتن خویش را اصلاح نماید اما اگر هدایت شده و در مسیر حق قرار گرفته است، بایستی با الگوگیری از حماسه کربلا، برای اصلاح و ارشاد جامعه قیام کند و حماسه دیگری را خلق کند؛ به بیان دیگر اگر فرد خودش بیمار است،  باید مصرف‌کننده دارو باشد و اگر توان­مند و سالم است، تولیدکننده دوا و درمان. نهضت حسینی به مخاطبان خود، این درس را می­دهد که، اگر در دینداری و انسانیت خود ضعف و نقصی دارید، به اصلاح خودتان بپردازید و اگر صالح هستید، برخیزید و مصلح دیگران و جامعه بشری باشید.

عاشورا صحنه­ای است پُر از درس‌های اخلاقی و تربیتی، پُر است از درس­های عملی انسان­ساز که می‌توان مص

/ 0 نظر / 13 بازدید