زهیر بن قین بن قَیْس اَنصاری بَجَلی

در احوالات زهیر گفته‌اند که از پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و اله و بواسطه تبلیغات منفی زیاد دشمنان، گمان می‌کرد که امیرالمومنین علی علیه السلام در قتل عثمان شرکت داشته و به همین خاطر وی دارای تمایلات عثمانی بوده است.

اما چیزی که بر ما واضح می‌باشد این است که وی دارای شناخت کاملی از اهل بیت عصمت و طهارت بوده بطوریکه در میان راه مکه و کربلا هنگامی که با کاروان امام حسین علیه السلام برخورد می‌کند ابتدا از دیدار امام طفره می‌رود اما به اصرار همسرش به دیدار پسر دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌شتابد و بعد از دیدار بیرون آمده در حالیکه چهره‌اش برافروخته و شادمان بوده و همراهانش را چنین خطاب داده است: «در غزوه بلنجر چون فاتح گشتیم و غنایم بسیاری بدست آوردیم، شادمان بودیم که در همین حال سلمان فارسی ما را دید و گفت: «آیا شما به فتح و غنایمی که خداوند نصیب شما کرده، اینگونه خوشحالی می‌کنید؟ اگر شما سید شباب آل محمد صلّی الله علیه و آله را درک کردید، برای جهاد در رکاب او باید بیشتر شادمان باشید، چراکه بهره‌های بیشتری بدست خواهید آورد.»[1]

امام علیه السلام، آنقدر به وی اطمینان داشتند که فرماندهی جناح راست لشکر را به وی سپردند. وی در بین مسیر حرکت با امام بارها با امام تجدید بیعت نمود که از آن جمله می‌توان به این مورد اشاره کرد: «در روز دوّم محرم هنگامی که امام حسین علیه السلام خطبه‌ای خواندند زهیر بود که پیش از همه گفت: «ای فرزند رسول الله گفتارتان را شنیدیم، اگر دنیا برای ما ماندنی و همیشگی باشد، قیام همراه با شما را بر همیشگی زیستن ترجیح دادیم.»

او همان کسی است که در روز عاشورا هنگام نماز ظهر همراه سعید بن عبدالله حنفی مقابل امام علیه‌السلام قرار گرفت تا به امام آسیبی نرسد.

وی بارها و بارها سپاه ابن سعد را به یاری  امام حسین علیه السلام و انصراف از جنگیدن با امام و یارانش دعوت کرد اما آنها هر بار او را به استهزاء می‌گرفتند.

وی در انتهای سخنانش به سپاه ابن سعد رو کرد و گفت: «بندگان خدا، به حقیقت فرزند فاطمه سلام‌الله‌علیها برای عشق ورزیدن و محبت و یاری کردن سزاوارتر از پسر سمیه (ابن زیاد) است.[2]

پس از شهادت حبیب بن مظاهر، از امام علیه السلام اذن خواست و به میدان رفت، در مقاتل نوشته‌ است: «و قاتل قتالاً شدیداً» «مبارزه‌ی سختی نمود»[3] پس از کشتن تنی چند از سپاه ابن سعد، نقش زمین شد و به فیض شهادت نائل آمد؛

 امام علیه السلام با مشاهده زهیر در این حالت فرمودند:« این زهیر! خداوند تو را از رحمت خود دور نسازد، خداوند کشندگان تو را لعنت کند، (چون بنی اسرائیل) که به شکل بوزینه و خوکان درآمدند».


[1] . ابصار العین، ص162.

[2] . تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص426.

[3] .مثیر الاحزان، ص65.

/ 0 نظر / 16 بازدید